هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
353
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
( 1 ) اعزام على بن أبي طالب به طى و اسلام عدى بن حاتم بيشتر نويسندگان سيره اعزام نيروهاى مسلمان به بلاد طى ، بازگشت پيروزمندانهء ايشان از آن غزوه ، حضور سفانه دختر حاتم طائى در ميان اسيران ، فرار برادرش عدى بن حاتم به سرزمين شام ، بازگشت وى از آنجا به مدينه و اسلام آوردنش را ذكر كردهاند ، ولى فرماندهء لشكر اعزامى و شمار سپاهيانى را كه پيامبر ( ص ) در آن غزوه روانه فرمود يادآور نشدهاند . ( 2 ) در برخى از كتب سيره آمده است كه پيامبر ( ص ) على را در رأس گروهى كه شمارشان به يكصد و پنجاه تن مىرسيد ، به سرزمين طى فرستاد تا بتى را كه ايشان مىپرستيدند و در جائى به نام فلس قرار داشت ويران سازند . على به همراه افراد تحت فرمانش در ربيع الثانى سال هفتم هجرى از مدينه رهسپار شد ، و رفت تا به نزديك برخى از تيرههاى عرب وابسته به طى رسيد . در سپيدى بامداد به قبيله نزديك شد و ناگهان از همه سو بر ايشان يورش برد . جمعشان را پراكنده ساخت ، گروهى از ايشان را كشت و برخى را اسير نمود . باقيماندهء ايشان گريختند . على چهارپايانشان را در اختيار گرفت و بتى را كه به آن پناهنده مىشدند ويران ساخت و از خزانهء بتخانه سه شمشير و سه زره بدست آورد . عدى بن حاتم ، رهبر طى نيز به شام گريخت . ( 3 ) على ( ع ) اسيران و غنائم را به مدينه آورد . سفانه دختر حاتم نيز در ميان ايشان بود . اسيران را در پرچينى كه در كنار مسجد براى اين كار آماده شده بود جاى دادند . هنگامى كه پيامبر از اسيرانى كه در آن پرچين بودند بازديد مىفرمود ، سفانه كه زنى خردمند و با وقار بود برخاست و گفت : اى رسول خدا ، پدرم مرد و سرپرست من و جانشين او نيز در پى كار خود رفت . پيامبر پرسيد : سرپرست تو كيست ؟ گفت : عدى بن حاتم . فرمود : آن مرد گريزان از خدا و پيامبرش ؟ و از وى گذشت . روز بعد بازهم پيامبر از آنجا گذر كرد . على به سفانه پيشنهاد كرد كه